حنين بن اسحاق ( مترجم : مهدى محقق )
پيشگفتار 17
رسالة حنين بن إسحق إلى علي بن يحيى في ذكر ما ترجم من كتب جالينوس ( فارسى )
عيسى بن چهار بخت و اينان بيشتر به ترجمه كتب منطقى و طبيعى ارسطو و آثار مفسّران ارسطو همچون اسكندر افروديسى و يحيى نحوى و مانند اين دو اشتغال داشتند . « 1 » با توجّه به كتابهايى كه به وسيلهء دانشمندان ياد شده ترجمه گرديده مىتوان حدس زد كه همهء آنها در يك درجه از قوّت و ضعف نبوده و روش آنان نيز از هم متمايز بوده است و اين نكتهاى بوده است كه دانشمندان اسلامى متوجّه آن شدهاند . از دانشمندانى كه اشاره به روشهاى گوناگون ترجمه در اسلام كردهاند صلاح الدّين صفدى است كه در اينباره مىگويد : مترجمان را در نقل كتابها به زبان عربى دو روش بوده است : يكى روش يوحنّا بن بطريق و ابن ناعمهء حمصى و ديگران و آن اين بود كه به كلمات مفرده يونانى و معنى مدلول آن نظر مىافكندند و كلمهاى مفرد از زبان عربى كه مرادف آن در دلالت بر آن معنى باشد انتخاب مىكردند كه كلمهء يونانى به كلمهء عربى تبديل مىگرديد و با آن تبيين مىشد و با پيوستن كلمات جملهاى عربى پديد مىآمد . اين روش از دو جهت نادرست است يكى آنكه در زبان عربى كلماتى يافت نمىشد كه برابر همهء كلمات يونانى باشد از اين جهت است كه در خلال ترجمه بسيارى از الفاظ يونانى به صورت خود باقى مانده است و ديگر آنكه خواص تركيب و روابط اسنادى يك زبان هميشه با زبان ديگر تطبيق نمىكند و نيز در استعمال مجازات كه در هر زبانى موجود است خلل وارد مىآيد . روش ديگر ، روش حنين بن اسحق و جوهرى و ديگران است كه محصول معناى جملهاى را در ذهن مىآوردند و آن محصول معنا را طى جملهاى در زبان ديگر بيان مىكردند و اين روش درستتر است از اين جهت است كه كتابهاى حنين بن اسحق نيازى به تهذيب ندارد مگر در علوم رياضى كه او مهارتى در آنها نداشت بر خلاف كتابهاى پزشكى و منطقى و الهى كه ترجمههاى او ازين كتب نيازى به اصلاح ندارد . « 2 »
--> ( 1 ) . عصر المأمون ، احمد فريد رفاعى ، ص 380 - 379 . ( 2 ) . الغيث المسجم فى شرح لامية العجم ، صفدى ، ج 1 ، ص 79 .